الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

390

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

اين بود ، تصويرى از هرزگيهاى حكومت عباسى كه نسبت به اموال مسلمين ، خودكامانه عمل مىكردند و مطابق هواهاى نفسانى و تمايلات خود صرف مىنمودند . بركنارى مستعين تركها از مستعين ناراضى بودند و از او مىترسيدند . وى راهى بغداد شد ، به دنبال او فرستادند و درخواست كردند كه به سامرا برگردد ، او نپذيرفت و همچنان رو به بغداد ، به راه خود ادامه داد ، و آنها نيز او را بر كنار كردند و « معتز » را از زندان بيرون آوردند و به عنوان خليفه با وى بيعت كردند و سپاه با عظيمى را براى اشتغال بغداد گسيل داشتند ، دو سپاه با هم رو برو شدند و هر دسته‌اى زيانهاى جانى فراوانى متحمل شدند و جنگ بين دو سپاه ادامه يافت و سر انجام به اين نتيجه رسيدند كه مستعين خود ، از خلافت كناره‌گيرى كند و خلافت را با شرايطى كه توافق كردند به « معتز » تسليم نمايد مستعين خلافت را به معتز تسليم كرد اما او به شرايط عمل نكرد و او را در زندان واسط محبوس نمود و نه ماه در زندان ماند ، تا اين كه تركها او را مخفيانه ، با توطئه قبلى از زندان بيرون آوردند و به سامرا بردند ، و معتز به سعيد حاجب دستور قتل او را داد و سعيد او را به قتل رساند در حالى كه بيش از سى و يك سال از عمرش نگذشته بود [ 1 ] . صاحب كتاب « الفخرى » دربارهء او مىگويد : وى مردى بود كه از نظر رأى و خرد و تدبير ناتوان و سست ، و روزگار حكومتش پر از آشوب و فتنه و دولتش سخت نگران و مضطرب بود [ 2 ] . اما راجع به حكومت معتز ما در بحثهاى آينده صحبت خواهيم كرد ، زيرا امام عليه السّلام در اين دوران به شهادت رسيد ، و به اين ترتيب سخن از اقامت امام ، در سامرا پايان گرفت .

--> [ 1 ] تاريخ الخلفاء : ص 358 - 359 . [ 2 ] الفخرى : ص 222 .